حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
ترجمهء احوال 38
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
آلوده بود و نتيجهء آن را ميديد « باشارهء پير خرد ، زاويهء وحدت گرفت و از دريچهء اعتبار ، نظارهء روزگار رسن بازميكرد » . اگر بگوئيم اين گوشهگيرى و گوشهنشينى براى تاريخ مملكت بسيار مفيد واقع شد ، سخنى بى جا نگفتهايم چه مسلم بود كه اگر مشير الدوله در كارهاى سياسى باقى ميماند ، ديگر عضوى مؤثر و مفيد شايد نبود ، ولى اين گوشهنشينى توفيقى اجبارى براى او فراهم آورد تا بتواند به كارهاى علمى و تحقيقى خود بپردازد و از ظاهر بمعنى روى آورد . مرگ سياسى او حيات و زندگى معنوى در پى داشت : مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم ؟ مشير الدوله در 1319 قمرى ، يعنى در اوان عمر و صباوت ، حقوق بينالمللى را تأليف و چاپ كرد كه مخصوص محصلين مدرسه علوم سياسى بود و از آن تاريخ ديگر اثرى بوجود نياورده بود . از بعد از سال 1304 شمسى ديگر فرصت دخالت در امور سياسى را نيافت ، شروع بتأليف كتاب معروفى بنام « ايران باستانى » نمود اين كتاب بسال 1306 چاپ شد . ايران باستانى در 562 صفحه تنظيم شده است مرحوم مشير الدوله در مقدمه اين كتاب فلسفهء خود را از نظر تاريخنويسى چنين بيان مىكند : « مقصود از تأليف اين كتاب نماياندن ايران قديم است چنان كه بود . . . تقريبا نصف كتاب بنماياندن تمدن ايران قديم يا بمقايسهء دورهها با يكديگر و يا بمطالبى كه با تاريخ محض ارتباط مستقيمى ندارد تخصيص يافته ، جهت اختيار اين اسلوب اينست كه از نيم قرن به اين طرف در ميان علماء علم تاريخ اين عقيده قوت گرفته كه ذكر وقايع تاريخى و شمردن نام سلاطين و رجال به تنهائى براى فهم گذشتههاى مملكتى و علم باحوال روحى مردمان آن كافى نيست ، بلكه براى شناختن ملتى ، اوضاع مدنى او را بايد دانست . . . بعضى از منصفين باندازهاى به اين موضوع اهميت دادند كه در كتب راجعهء بتاريخ ، ذكر بعضى از اين نوع اطلاعات را بر ذكر وقايع و نام پادشاهان و رجال ، يعنى قسمت تاريخ محض را بر قسمت تمدنى مقدم داشتهاند . . . نگارنده لازم ميداند كه مراتب حقشناسى خود را نسبت بآقاى سيد حسن تقىزاده كه مساعدتهاى ذىقيمت به او نمودهاند اظهار بدارد ، كمكهاى ايشان در يافتن و رسانيدن مداركى كه نگارنده به آنها دسترسى نداشت و تحصيل آنها از جاهاى لازم مستلزم انتظار طولانى بود براى او گرانبها بود و موجب تشكرات صميمى اوست ، و نيز از آقاى پرفسور ارنست هرتسفلد كه در اظهارنظر صائب راجع به آثار مدها و نقشهء دولت هخامنشى دريغ ننمودهاند تشكر مينمايم . طهران رمضان 1346 مطابق اسفندارمذ 1306 ش . حسن پيرنيا . » اين كتاب شامل وقايع ايران در عهد عيلام ، بابل ، آسور ، ماد ، هخامنشى ، سلوكى ، پارت ، ساسانى ، و مخصوصا شامل مباحث مهمى از اوضاع اجتماعى ايران در دوران اخير است و شامل نقشهها و تصاوير مهمى نيز هست .